تبلیغات
روستای مبارك آباد تویسرکان - مارکاوا - بهشت غرب - یادش بخیر

آدم های این دوره و زمانه به کل عوض شده اند. حتی سرمای زمستان هم مثل قدیم نیست . خانه ی پدربزرگم هنوز یادم هست که کرسی داشت و بعد ، کرسی را برداشتند و بخاری های حلبی که با چوب گرم می شد راه انداختند . چه گرمایی هم داشت ! . بعضی وقت ها که به اصطلاح خفه می شد ، دودها به پا می شد !! یادش بخیر . و اما کرسی . در این پست به یکی از روش های تامین گرمای منازل روستای اسبوکلای قدیم ، یا همان کرسی ، که رابطه ی جدا نشدنی با معماری داخلی منزل و فرهنگ خانواده ها داشت خواهم پرداخت . در سال های گذشته روش های نوینی برای ساخت خانه و تامین گرمای داخلی آن گسترش یافته است . از انواع بخاری های نفتی و گازوئیلی و برقی گرفته تا بخاری های گازی و شوفاژ و سیستم های نوین گرمایی که مبتنی بر منابع طبیعی مانند خورشید ، زمین گرمایی و ... است . اما حکایت کرسی چیز دیگری است . کرسی علاوه بر تامین گرمای خانه های قدیم (البته هنوز در خیلی از روستاهای ییلاقی مازندران از کرسی استفاده می کنند) ، تامین و تضمین کننده ی انس و الفت میان اعضای خانواده ، فامیل و دوستان نیز بود . با از یاد رفتن این سبک از زندگی گویی این گونه روابط های ناب هم از زندگی مان رخت بر بست . مردم قدیم روستای اسبوکلا تا پاسی از شب دور کرسی خانه ی یکی از اقوام یا دوستان شب نشینی می کردند و پس از استراحت شبانه خود را برای کار در مزرعه و شالیزار آماده می کردند . چه لذتی دارد گرمای چوب جنگلی ، آن هم زیر کرسی . مازندارن هم که رطوبتش بالا است و گرمای چوب خستگی پس از کار را حسابی از تن کشاورزی بیرون می کشید . البته آتش چوب جنگلی و نوع گرما رسانی کرسی خواص مفید خودش را دارد . اما غرض ، یادآوری مهربانی ها ، هم دلی ها ، غم و کینه هایی که دورِ این کرسی ها زدود می شد و گوشه ای از سبک زندگی گذشته و خیلی از اتفاقات نیکویی که دور این کرسی ها می افتاد ، است . اما حیف نه کرسی مانده و نه محفلی که غمی بزداید از دلِ گرانِ دوست ! کرسی : کرسی وسیله ای است که برای گرم شدن در زمستان درخانه‌ ها استفاده می‌شود.کرسی از چهار پایه ای (میزی) از چوب به اندازه ۱x۱ متر و بیشتر و گاهی مستطیل تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته ، روی آن را با لحافی بزرگ در اندازه های ۴ یا ۷x۷ متر و گاهی بیشتر یا کمتر  می پوشاندند. سپس روی لحاف را با جاجیم ، ترمه و یا چادر شب سفید تزئین کرده و به تناسب بزرگی و کوچکی کرسی ، مجمعه ای مسی برای قرار دادن چراغ ، سماور و ظروف خوراکی ها روی آن قرار می دادند. اطراف کرسی را تشک ، زیرانداز و پتو گذاشته و با تکیه بر پشتی یا بالشتی بر روی آن می نشستند. معمولا در خانه های طبقه متوسط و اعیان ، دو کرسی موجود بود ، یکی برای اهل خانه در اتاقی دیگر و یکی در اتاق پذیرایی برای مهمانان قرار داده می شد. تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با قرار گرفتن در چهار طرف کرسی ، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد. گذاشتن کرسی در روز و ساعتی سعید انجام می شد و بزرگ خانواده باید در آن شب با پاکتی شیرینی وارد خانه می شد. مردم اسبوکلا به کُرسی ، کارسی می گفته اند . آتش کرسی : در زیر این میز و تشکیلاتی که وصفش گفته شد ، یک منقل قرار می گرفت که حرارت مطبوع زیر کرسی را تامین می کرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت. ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملا می پوشاندند. سپس داخل آنرا خاکستر الک کرده می ریختند و وسط خاکسترها را گود کرده ، خاکه ذغال ریخته ، آتش ذغال می گذاشتند و باد می زدند تا آتش ذغال به خاکه ذغال ها برسد. سپس به آهستگی و ملایمت روی آن را با کفگیر خاکستر داده ، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکه ها و آتش رو برگردانده ، فشرده و صاف می کردند. سپس منقل را برای از بین رفتن بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی می گذاشتند.این منقل ها در شهر رایج بود آن هم نزد خانواده های متوسط. در خانه های قدیمی اسبوکلا ، در قسمت وسط چاله ای به عمق 20 تا 25 سانتی متر وجود داشت که به عنوان آتش دان از آن استفاده می کردند . دور این چاله را با گچ و یا گِل صاف می کردند و آتشی که از قبل آماده می کردند در آن می ریختند. هر چند ساعت یک بار یک لایه از خاکستر روی آن را پس زده ، آتشش را تند می کردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده می شد، از اینجا به بعد ، هربار منقل را "خاکه رو خاکه" می کردند ، به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با خاک انداز برداشته ، خاکه تازه در منقل ریخته ، آتش را مجددا رویش می ریختند و خاکستر می دادند. یک مایه آتشدیگر ، گلوله بود که از خاکه ذغال تهیه می شد. به این ترتیب که در تابستان ، خاکه ذغال ها را در طشت آبی می ریختند ، شن های آن که ته نشین می شد ، ذغال های روی آب مانده را جمع می کردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک می کردند. دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته ، رویش را خاکه و آتش می دادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا می شد. با فرا رسیدن فصل گرما از اواسط بهار کرسی ها جمع می شد اما بعضی ها برای زدودنِ دردِ استخوانِ پاهایشان از کار شالیزاری و کشاورزی که در فصل بهار آغاز می شد ، دیرتر اقدام به برداشتن کرسی می کردند. هنوز هم پدران و مادرانمان پس از کار کشاورزی عادت دارند پای خودشان را سمت بخاری گازی می دهند تا گرم شود ! خطرات کرسی : با این همه استفاده از کرسی خطراتی هم داشت . به دلیل بی اطلاعی از تولید مونواکسید کربن و دیگر گازهای سمی ، برخی مواقع آتش کرسی خاموش می شد و حداقل خسارتش پرشدن خانه از دود بود و در موارد هم باعث مرگ کودکان شده است .

 


منبع : esboonews.ir


تاریخ : سه شنبه 22 دی 1394 | 05:11 ب.ظ | نویسنده : AMIR HOSSEIN | نظر بدهید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • این البکائون